واژهنامه LingoSnack
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
در حال تحلیل کلمه
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
/əˈkʌstəmd/
Familiar with something through use or experience so that it seems normal.
“She quickly became accustomed to the humid weather in the city.”
Being in the habit of or customary.
“He sat down in his accustomed seat by the window.”