واژهنامه LingoSnack
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
در حال تحلیل کلمه
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
/əˈʃeɪmd/
ترجمه
beschämt
Feeling shame, guilt, or embarrassment about something.
“He was ashamed of his poor test results.”
Das beschreibt das Gefühl, wenn man sich wegen einer eigenen Tat oder einer Situation so richtig unwohl fühlt oder sich vor anderen schämt.