واژهنامه LingoSnack
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
در حال تحلیل کلمه
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
/ˈɡɪlti/
Responsible for a specified wrongdoing or crime.
“The jury found the defendant guilty of theft.”
Feeling or showing a sense of regret for having done something wrong.
“I felt guilty for eating the last piece of cake without asking.”