واژهنامه LingoSnack
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
در حال تحلیل کلمه
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
/rɪˈlʌk.tənt/
ترجمه
réticent
Unwilling and hesitant to do something.
“She was reluctant to sign the contract without reading it first.”
C'est quand tu n'as pas vraiment envie de faire quelque chose et que tu hésites avant de te lancer.