واژهنامه LingoSnack
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
در حال تحلیل کلمه
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
/ˌʌn.ɪmˈplɔɪ.mənt/
ترجمه
disoccupazione
The state of being unemployed or not having a job.
“The government is trying to reduce unemployment by creating new jobs.”
Si riferisce alla condizione di chi è senza un impiego ma ne sta cercando uno.