واژهنامه LingoSnack
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
در حال تحلیل کلمه
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
هر کلمهای را برای تعریف، ترجمه، مثال و تلفظ در بیش از ۵۰ زبان جستجو کنید.
/ˈvɒl.ən.tri/
done or given by choice without being forced
“The company asked for voluntary redundancies to avoid firing staff.”
working or done without being paid
“She does a lot of voluntary work for the local animal shelter.”